فريدون بن احمد سپهسالار

51

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

عيد اكبر شمس تبريزى كه بود * عيد را قربانى اعظم شدم ابياتى كه درين غزلست هر كلمه‌اى اشارتست به اسرارى كه ايشان را منكشف شده است و فتح گشته ، اگر در شرح آن خوض رود بتطويل انجامد . عزيزى كه از اكابر عصرست يك بيت را ازين ابيات شرح فرموده است و قرين « 1 » دو طبق كاغذ بنسخ آورده . پس به سررشتهء سخن بازآئيم و از اسرارى كه در عشق شرح فرموده‌اند و مقاماتى كه حضرت ايشان را در عشق حاصل شده است بازنمائيم : بدان اى طالب تحقيق كه حضرت خداوندگار ما رضى اللّه عنه 114 در عشق مشكوهى 115 بىحد وعد بوده است و از ابتداى حال تا انقراض وقت ساعة فساعة عشق و شوق ايشان متزايد و متضاعف مىبود و از افراط آن سيرابى نمىيافت و دائما در طلب زيادتى آن حال مىبودند ، چنان كه مىفرمايد قدس اللّه سره العزيز « 2 » : بيت ريك ز آب سير شد من نشدم زهىزهى * 116 لائق جز كمان من نيست درين جهان زهى تا عاقبت بدان همت به اعلاى مقامات عبور فرمود ، چنان كه از صفت آن حال بيان مىفرمايد قدس سره : نهادم پاى در عشقى كه بر عشاق سر باشم * 117 منم فرزند عشق اى جان ولى پيش از پدر باشم و در غزلى ديگر در بيان آنكه به كلى محو عشق گشته بود بعبارتى مرموز

--> ( 1 ) - خ ل : قريب ( 2 ) - خ ل : الغرر